تبلیغات
قاصدک - این واژه های ناتوان

قاصدک

روان نویسها معمولا روان نمی نویسند

 

این واژه های ناتوان

 

نوشته شده توسط:بهروز تجلی

        خوب و بد ، زشت و زیبا ، دور و نزدیک ، کوتاه و بلند ،  خوشمزه و بدمزه ، خوش بو و بدبو و  ... همه صفاتی هستند که در طول روز بارها و بارها بی اختیار از زبان ما خارج می شوند . علت استفاده ی ما از این صفات این است که اکثریت ما از هر کدام از آنها تصور واحد و مشابهی داریم ، البته در بعضی صفات مانند زشت و زیبا این سلیقه ی شخصی افراد است که نقش اساسی را بازی می کند و شاید ، که نه ، حتما سلیقه و تعریف شما از زیبایی و زشتی با نفر دیگر متفاوت خواهد بود ، اما در مورد صفاتی مثل کوتاهی و بلندی تصور و درک ما یکسان و همگون است .

     من هم تا چندی پیش از این صفات برای توصیف هر چیز و هرکس  بسیار استفاده می کردم و هنوز هم می کنم ، اما آنچه ذهن من را مدتی است مشغول کرده آن است که گاهی این صفات در بیان چگونگی و چه طوری بودن ، سوالاتی که باید با این صفات به آنها جواب داد ، ناتوان و عاجز هستند . نه برای پدیده های روزمره و یکنواخت ، اگر اندکی پا فراتر گذاریم ، می بینیم این صفات هیچ اند و کلام از بیان چگونگی قاصر و عاجز ! گاهی با پسوند و پیش وند مثل خیلی و خیلی زیاد و یه کم و امثال این ، درجه ی صفات را زیاد و کم می کنیم اما ، نه ، کافی نیست ، گاهی کافی نیست !  کم هستند افرادی که برای بیان تمام و کمال حرف خود به دنبال واژه ای ناب بگردند ، چنان چه شاعر می گوید : (( قرمزی لبای تو ، تو هیچ مداد رنگی نیست ، خودت تو آیینه ها ببین ، رنگ که به این قشنگی نیست ! )) . شاعر پا گذاشته بر تمام دیده های ما از رنگ ها و می گوید رنگ لب معشوق ، رنگ نیست ، پس چیست ؟ و کلام و بیان جدیدی را برای توصیف برگزیده که از جنس کهنه ی کلام همیشه ی ما نیست و این زیباست .

      مثلا اگر شما به فلان بازیگرهالیوود بنا به سلیقه ی شخصی خود بگویید زیبا ، یا به فلان گل بگویید زیبا ، به جمال معشوق آنچنان که عاشق می نگرد ، چه می گویید ؟ جمالی که عاشق در آن فقط زیبایی می بیند ، نه زیبایی فلانی و فلان گل ، زیبایی نه از این جنس ، زیبایی مطلق ، زیبایی تام ، زیبایی بی مانند و اصلا شاید لغتی که دنبالش می گردم زیبایی نیست ، ولی چیست نمی دانم ! شاید روزی وارد ادبیات فارسی شود ، یا هست و من بی خبرم . یا مثلا اگر به فاصله زمین تا خورشید بگوییم دور ، به فاصله ی ایران تا چین باید بگوییم نزدیک ، یا اگر از ایران تا چین را دور بدانیم ، تهران تا استانبول نزدیک است . یا اگر تهران تا استانبول دور است ، پس خانه ی ما ( شرق تهران ) تا شهرک اکباتان نزدیک است یا اگر این یکی دور است ، خانه ی ما تا سوپر مارکت محل ( حدود صد قدم ) نزدیک است . اگر هر چه گفتم هست ، پس گاهی فاصله ی من از خدا چقدر دورو گاهی چقدر نزدیک است . نه ، نزدیک و دور کافی نیست ، گاهی خیلی نزدیک است که از حبل ورید نزدیک تر می خوانمش ، گاهی چنان دور ، نه ، خیلی دور نه ،  خیلی دور نزدیک است  ، خیلی خیلی دور ، بازم نشد ، نمی دانم ، شاید بیش از اندازه به لفظ می اندیشم ، شایدم نه !

     یا اگر طعم بادمجان و کدو را ( بنا به سلیقه ی شخصی ) بدمزه می دانم ، طعم رویایی کاهو پیچ و سس فرانسوی و لیمو ترش فراوان و نمک را خوشمزه بخوانم ؟ بی انصافی نیست ؟ یا به طعم ویران کننده چیپس و پنیر حمید جون چه بگویم ؟ یا به پاستیل خرسی شیبا یا حیوانی ژلیبون ؟ خوشمزه ؟ خیلی خوشمزه ؟ نه ، کم است !  اگر بوی سطل های مکانیزه پس از گذشت یک سال از شستشوی آخر بد است ، بوی گلاب خوب است و اگر این چنین است ، پس بوی عطر بولگاری چیست ؟ فقط خوشبو ؟ خیلی خیلی خوشبو ؟ آآآآآآآآآخخخخخخخخر خوشبو ؟ نچ ! اگر صدای فلان خواننده بد است ، پس صدای بهمان خواننده خوب است . ولی اگر صدای بهمان خواننده خوب است ، طنین صدای معشوق آنچنان که عاشق می شنود چیست ؟ صدای خوش ؟ همین ؟ حالا ما این صدا را نشنیده ایم ، شما که شنیده اید بگویید واقعا همین که بگوییم صدای خوبیست کافی است ؟ فکر نکنم ، باشد که بشنویم تا نتایج را متعاقبا اعلام کنیم ...

     ولی چه میشود کرد ؟ گاهی الفاظ و کلمات با همه ی وسعت و گستردگی خود لال می شوند !  ما می مانیم و چند واژه ی بی استفاده که گاهی به درد نمی خورند ! در پایان همه ی شما را به خوردن کاهوپیچ و سس فرانسوی و لیمو و نمک ( با هم ) ، چیپس و پنیر حمید جون که دستور تهیه ی آن انحصارا نزد اوست و پاستیل خرسی شیبا و بوییدن بولگاری دعوت می کنم و  نوشته ام را با این شعر*هرچند بی ربط ( شایدم با ربط )  به پایان می برم ...

چه جوری بگم دوست دارم ؟   OH Yeah

چه جوری بگم خاطرخواتم ؟   Ohhhhh Yeah 

چه جوری بگم باوووووووووور کنی  ، عاشق روی ماهتم ؟

چه جوری بگم دوست دارم ؟       

·         شاعر با لطافتی مثال زدنی عجز خود و شعرش را در بیان علاقه ی وافر خود به معشوق اعلام می دارد !



How much does it cost to lengthen your legs?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:20 ق.ظ
Excellent write-up. I definitely love this website. Thanks!
Can you increase your height by stretching?
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:30 ب.ظ
Everything is very open with a clear explanation of the issues.
It was truly informative. Your site is useful. Thank you
for sharing!
How long does it take to recover from Achilles injury?
شنبه 14 مرداد 1396 01:55 ب.ظ
Great info. Lucky me I recently found your blog
by chance (stumbleupon). I've saved as a favorite for
later!
foot pain after surgery
دوشنبه 5 تیر 1396 08:03 ق.ظ
Hi there, You have done an incredible job. I
will definitely digg it and individually recommend to my friends.
I'm sure they'll be benefited from this website.
louisestmary.jimdo.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:11 ب.ظ
Wow, amazing blog structure! How lengthy have you been running
a blog for? you make blogging look easy. The whole look of your website
is wonderful, let alone the content!
manicure
شنبه 2 اردیبهشت 1396 01:33 ب.ظ
Hi there, this weekend is pleasant designed for me, for the reason that this time i am reading this wonderful informative post here at my residence.
Tajaloo
دوشنبه 28 تیر 1389 11:37 ب.ظ
حمید جون خوب گفت ، این قضیه یکی از سوالای منم هست ! که آیا علاقه ایجاد شدنیه ، یا ایجاد کردنیه ؟ یا چند درصدش کردنیه ، چند درصدش شدنیه ؟
hamid
دوشنبه 28 تیر 1389 06:35 ب.ظ
khahesh mikunam ye javabiam bra shahrdare mohtaram
shoma vaghti be ye kasi migi duset daram shahad befahme vali hich dalili vojud nadare be khatere dus dashtane to unam duset dahte bashe.
Tajaloo
شنبه 26 تیر 1389 12:00 ق.ظ
از حمید جون تشکر می کنم که اینجا نظر داد . مرسی حمید جون !!
نگین
جمعه 25 تیر 1389 11:25 ب.ظ
اگه ادما قرار بود برداشت واحدی از یک چیز داشته باشن که همشون یکسان بودن و انسان اینقدر پیچیده نمیشد. کلمه به صورت کلی بیان میشن و این ادما هستن که برای گفتن احساساتشون به اونا معنا میدن و تمایز احساسات ادما و تفاوت دیدگاهاشون و کلا مختلف بودن اونها باعث میشه این کلمات هر کدوم تو یه موقعیت به کار برن.درواقع کلمه اصلش تغییر نمیکنه بلکه اون ادمی که ازش استفاده میکنه تغییر میکنه.
شهردار
جمعه 25 تیر 1389 09:44 ب.ظ
چرا وقتی به کسی میگیم دوست دارم و واقعا دوسش داشته باشی،این جمله روش اثر نمیگذاره یعنی باید چه کلمه ای رو به کار ببریم تا اون واقعا به دوست داشتن ما پی ببره؟؟؟؟
hamid
جمعه 25 تیر 1389 03:30 ب.ظ
are.......vaghan doroste jalebe ha man ghablan nakhodagah be mowzu andishide budam...niga man migam abporteghalo havije sanich(tanha chizi ke fekr mikonam bad mazast)bad mazast.....tawme shir bad nist chelo kabab bra jome nahar khosh mazast ghorme sabzi ba tahchin fogholadast......vali pizza gharcho gushte big boye bawde class touka nabud konandast....yani lezati ke dare az lezate do daghighe kiss momtad dar yeki az kuche haye tarike tehrun ke 52calory misuzune balatare.....midunam in rabti be mowzut nadare vali deghat koni mibini ke man az har etefaghe kuchiki mowzuyi bra shad budan peyda mikonam...shayad dalile inam ke mamulan az axare chiza va tawma va hata booha khosham miad be khatere hamin hese ke tooshun ye nokte bra lezat bordan peyda mikonam....khosh bashi.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر